پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
143
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
امام صادق ( ع ) ، در قطعهء دوّم ، نه از « چشمهها » و « بروج » ، بلكه از « انوار » سخن مىگويد و از آن ميان چهل نور بر مىشمرد . اين انوار همه از انوار حق كه ذكر آن در آيهء اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ( نور ، 35 ) آمده است نشأت مىكند و ميان مؤمنان به تفاوت تقسيم شده است ؛ مؤمنان ، بعضى كمتر و بعضى بيشتر ، به تناسب حال خود ، از آنها برخوردار مىشوند ؛ و تمامى آنها تنها به مصطفى ( ص ) داده شده است : در حقيقت تنها اوست كه شرايط عبوديت و محبّت را در خود متحقّق ساخته است . نخستين اين انوار نور « حفظ قلب » و آخرين آنها نور « هويّت الهى » است . سى و هشت نور ديگر عبارت است از انوار خوف ، رجاء ، حبّ ، تفكّر ، يقين ، تذكّر ، نظر ، علم ، حيا ، حلاوت ايمان ( اسلام ) ، احسان ، نعمت ، فضل ، « آلاء » ، كرم ، لطف ، قلب ، احاطه ، هيبت ، حيرت ، حيات ، انس ، استقامت ، استكانت ، طمأنينه ، عظمت ، جلال ، قدرت ، قوّت ، الوهيّت ، وحدانيّت ، فردانيّت ، ابديّت ، سرمديّت ، ديموميّت ، ازليّت ، بقاء ، كلّيّت . هر چند امام صادق ( ع ) مىگويد كه همهء انوار ناشى از انوار حقاند ، با اين همه ، در درون اين فهرست انوار دو مقوله مىتوان باز شناخت . بعضى از آنها به ساختار روانى مؤمن مربوطاند و از خود وجدان به عنوان موجبات « نورانى » كه وجدان را از درون تحت تأثير قرار مىدهند سرچشمه مىگيرند . بنابراين ، حفظ قلب ، خوف و رجاء ، حبّ ، تفكّر ، يقين ، تذكّر ، نظر به يارى نور علم و جز اينها « انوار » ىاند كه فعاليت وجدان مذهبى را ، به عنوان وجدان انسانى ( كه در ريشهء خود به نور حق ، يعنى « نور السموات و الارض » ، هدايت مىشود ) تحت تأثير قرار مىدهد . در مقابل ، انوار ديگر رابطهء بىواسطهترى با خدا دارند ، از اين جهت كه اين دسته از انوار انسان را از صفات خدا روشن مىكنند ، يا درستتر بگوييم ، از اين جهت كه اين صفات الهى در انسان باز مىتابند و وجدان او را روشن مىكنند ، مانند جسمى نورانى كه در آينهاى باز مىتابد و آن را روشن مىكند . در ميان اين دسته از انوار مىتوان از انوارى كه مربوط به هيبت ، عظمت ، الوهيّت ، وحدانيّت ، فردانيّت ، بقا و هويّت الهى است نام برد . هر يك از اين صفات « نور » ى است براى انسان ، به اين معنى كه اين صفات انسان را دربارهء رابطهاش با خدا روشنمىكنند و هربار رفتارى مناسب در برابر هر يك از اين صفات را به او القا مىكنند . اين صفات ديگر متعلّق بحث و فحص ، چنان كه در نزد متكلّمان عقلى مذهب مىبينيم ، نيستند بلكه ، به قول امام صادق ( ع ) ، « مشرب » اند ، يعنى نوشيدنگاهىاند كه در آن عمل انسانى ، با يافتن نور خود ، نحوهء وجودى خود را نيز ، كه تحقّق خود در خدا با يافتن حقيقت خويش است ( تحقّق بالحقّ ) ، مىيابد ، در اينجا نيز در تفسير منسوب به امام صادق ( ع ) سابقهء